تبليغاتX
دنیای خیالی یه زن - که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت!!!!
تو به من خنیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم..

باغبان از پس من تند دوید ، سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه!!

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک  و تو رفتی و هنوز .......

سالهاست

هنوز خش خش گام تو در گوش من آرام آرام میدهد آزارم و من اندیشه کنان

غرق در این پندارم که چرا

  که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت   توسط پریچهر س  |